مینا مصطفوی : سرکوب و سانسور خبرنگاران
و روزنامه نگاران در نظام جمهوری اسلامی ایران اتفاق جدیدی نیست. با مرور کارنامه
سی و هفت ساله جمهوری اسلامی درمیابیم که این حکومت از ابتدای روی کار آمدن با
سانسور، سرکوب، دستگیری، ندادن مجوز، بستن روزنامه ها و گاها ترور افراد صاحب قلم
سعی در کنترل و حذف مخالفان روشنفکر خود داشته است. آزادی بیان، آزادی قلم و آزادی
رسانه ها امری ناممکن و تقریبا دست نیافتنی در این حکومت توتالیتر و تمامیت خواه
مذهبی است. علی رغم تمامی کنترل های
حکومتی بر رسانه هنوز هم هستند روزنامه نگارانی که به دلیل فعالیت های شغلی خود
مورد تعقیب و دستگیری قرار میگیرند. جمهوری اسلامی تمامی خبرنگاران را فی نفسه
جاسوس میداند مگر اینکه خلافش ثابت شود پس در نتیجه و با این تفکر انتظار میرود
بیشترین کنترل بر روی اداره خبرنگاران خارجی وزارت ارشاد صورت بگیرد. مقالات این
خبرنگاران قبل از ارسال به آژانس خبری مربوطه شدیدا کنترل گشته و در صورت تایید
توسط کارشناسان این اداره اجازه نشر و ارسال پیدا میکند. نکته قابل توجه در این
میان دخالت محسوس وزارت اطلاعات و رصد روزانه این افراد چه در زندگی شخصی و چه در
زندگی شغلی شان می باشد. همچنین خط دادن به خبرنگاران و سوء استفاده سیاسی از آن
ها به کرات در این سیستم مشاهده میشود. بعد از روی کار آمدن
اصلاح طلبان در سال 76علی رغم اینکه انتظار میرفت فضای مطبوعات در ایران بازتر شود
بالعکس شاهد دستگیری ها، ترورها و فرار بسیاری از اهل رسانه به خارج از کشور
بودیم، فشارها آنقدر زیاد شد که حتی شوخی سیاسی نیز در بسیاری از مجلات سیاسی
برچیده و متوقف شد.
اگر زمانی مجله گل آقا با زبان طنز به نقد از دولت رفسنجانی می
پرداخت حال دیگر نه طنزی بود نه نقدی و نه حتی گل آقایی! کار به جایی رسید که
انتقاد از دولت و حکومت خط قرمز رسانه ها تعریف شده و عبور از این خط قرمز منجر به
مواجهه با اتهاماتی نظیر توهین به مقدسات و اخلال در نظم عمومی شد. این خفقان بی
سابقه مخصوصا از دوره دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد شدت گرفت و حتی با روی کار آمدن
روحانی این اصولگرای میانه رو نیز بهبود نیافت. گرچه روحانی با شعار دولت تدبیر و
امید و با وعده هایی نظیر آزادی های سیاسی و اجتماعی برنده دوره اخیر ریاست جمهوری
ایران شد ولی با گذشت دو سال و نیم از ریاست جمهوری وی نه تنها در وعده های ایشان
تحققی حاصل نشده بلکه فشارها و کنترل ها شدیدتر و خشن تر از گذشته گشته است.
در مرداد 93 احمد شهید با
انتشار بیانیه ای از سرکوب روزنامه نگاران در ایران انتقاد کرد. کارشناسان سازمان ملل
متحد اظهار داشتند در سه ماه دست کم ۳۶ روزنامهنگار، وبلاگنویس، فیلمساز و نویسنده
در ایران به دلیل انجام کار روزنامهنگاری یا صرفا ابراز عقیده در شبکههای اجتماعی
دستگیر، احضار، یا محکوم شدهاند.
این کارشناسان در بیانیه خود
به نام ارژنگ داوودی اشاره کردند که به تازگی به جرم محاربه به اعدام محکوم شده. آقای داوودی از دوازده سال پیش به اتهام اقدام علیه
امنیت ملی زندانی بوده است. اتهامات اصلی ارژنگ داودی، راهاندازی و تأسیس «جنبش آزادی ایرانیان» و «کنفدراسیون
دانشجویان ایرانی» است، هرچند اتهامات دیگری همچون نوشتن «مانیفست ضد نظام جمهوری اسلامی»،
توهین به رهبری و بنیانگذار جمهوری اسلامی و مسولین نظام و روحانیون، توهین به مقدسات،
و همکاری با خبرنگار کانادایی «جین کوکان» برای ساخت فیلم مستند «ایران ممنوع» نیز
در پرونده ارژنگ داودی وجود داشت.
در بیانیه گزارشگران سازمان
ملل متحد، در عین حال از محکومیتهای سنگین صادر شده علیه این افراد دستگیر شده انتقاد
شد و گفته شد: "صدور محکومیتهای سنگین بعد از برگزاری دادگاههای غیرمنصفانه،
و فاقد رویه قانونی، به اتهاماتی که نمی تواند حکم اعدام یا حبس سنگین دربرداشته باشد،
نقض شدید قوانین بین المللی حقوق بشر است و باید لغو شود." گرچه ایران گزارشهای
احمد شهید و سایر گزارشگران حقوق بشر سازمان ملل متحد و نهادهای دیدبان در این رابطه
را قبول ندارد و آنها را بر گرفته از فشارهای سیاسی غرب علیه این کشور میداند.
بعد از انتشار این بیانیه
سایت های خبری مختلفی همچن دویچه وله اعلام کردندتعداد روزنامهنگاران زندانی در ایران
به ۶۵ تن افزایش یافته است. که از مهمترین آنها میتوان به جیسون رضاییان خبرنگار
واشنگتن پست و همسر ایشان یگانه صالحی که بعدا آزاد شد، ساجده عربسرخی روزنامهنگار
و وبنگار و فرزند فیضالله عربسرخی، فعال
سیاسی اصلاحطلب و از اعضای ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اشاره کرد. مرضیه رسولی،
مهناز محمدی، ریحانه طباطبایی از روزنامه نگاران روزنامه شرق و صبا آذرپیک خبرنگار
روزنامه اعتماد از دیگر خبرنگاران دستگیر شده در این برهه بودند. رویا صابرینژاد نیکبخت
و فریده شاهگلی دو روزنامهنگار دیگر با تابعیت خارجی به دلیل فعالیت در شبکههای اجتماعی
و یادداشتهایشان در فیسبوک بازداشت و به زندان محکوم شدند. صابری نژاد تنها به خاطر نوشتن جمله "همه چیز اینجا مذهبی
است" در فیسبوک به "اقدام علیه امنیت ملی و توهین به مقدسات اسلامی"
متهم شد.
امیر گلستانی، مسعود قاسمخانی،
فریبرز کاردارفر، مسعود سید طالبی، مهدی ریشهری از وب نگارانی بودند که دستگیر و
به اتهاماتی نظیر توهین به مقدسات در شبکه های اجتماعی به حبس های طولانی مدت
محکوم شدند نغمه شاهیسوندی شیرازی نیز که با این گروه اخیر دستگیر شده بود
ابتدائا به ۷ سال و ۹۱ روز زندان قطعی محکوم شد و سپس با گذاشتن وثیقه از زندان
بیرون آمده و به کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در ترکیه پناهنده شد.
رضا معینی مسئول بخش افغانستان
و ایران و تاجیکستان گزارشگران بدون مرز میگوید: «با ۶۵ روزنامهنگار و شهروند وبنگار
زندانی، ایران یکی از پنج زندان بزرگ جهان برای فعالان رسانهای است و بزرگترین زندان
جهان برای روزنامه نگاران و وب نگاران زن است.»
وی همچنین میگوید: «دستگاه
قضایی در همدستی با سپاه پاسداران و ماموران وزارت اطلاعات، حقوق روزنامهنگاران و
وبنگاران را پایمال میکند. وعدههای رئیس جمهور حسن روحانی برای گشایش در عرصه آزادی
بیان و رسانهها و آزادی زندانیان سیاسی سر و صدای بسیاری به راه انداخت. اما سکوت
او در عمل تسهیل کنندهی سرکوب آزادی اطلاع رسانی است.»
نکته قابل توجه در این
میان مسئله بازداشت طولانی مدت جیسون رضاییان خبرنگار واشنگتن پست و استنکاف از
اعلام حکم صادره بر علیه ایشان در دادگاه بود تا جایی که فعالین حقوق بشری جیسون
رضاییان را سوژه ای برای گروکشی میان امریکا و ایران عنوان کردند، حسن روحانی، رئیسجمهوری
ایران، در جریان سفرش به نیویورک در گفتوگو با کریستین امانپور، خبرنگار شبکه
"سیانان"، صریحا گفت ایران در قبال آزادی چند زندانی ایرانی در آمریکا
حاضر به آزادی جیسون رضاییان است. روحانی گفت که اگر ایالات متحده گامهای لازم را در راه آزادی زندانیان ایرانی
در آمریکا بردارد، او نیز تمامی تلاش خود را خواهد کرد تا شهروندان آمریکایی زندانی
در ایران فورا آزاد شوند. این رفتار روحانی باعث شد تا بار دیگر خاطره گروگانگیری
سفارت امریکا در اذهان عمومی زنده شود.
اکنون پس از گذشت حدودا
یک سال از دستگیری ها و ایجاد رعب و وحشت در بین اصحاب رسانه، جمهوری اسلامی بار
دیگر فشارهای خود را بر روی روزنامه نگاران آغاز کرده است. موج اخیر بازداشت روزنامهنگاران
در ایران، توسط واحد حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران آغاز شد. بازداشت این روزنامهنگاران
که از سوی رسانههای نزدیک به سپاه "نفوذیهای دشمن" خوانده شدهاند، با
واکنش حسن روحانی، رئیسجمهور ایران روبرو شد. او از مقامهای مسئول خواست که پروندهسازی
برای روزنامهنگاران "برای اعمال فشار و تسویه حساب سیاسی با دولت" را متوقف
کنند. احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل برای بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران، در
واکنش به بازداشت و احضار روزنامهنگاران در ایران برای بازجویی، این اقدامات را
"دور تازه سرکوب آزادی بیان و آزادی رسانهها" خوانده است.
عیسی سحرخیز، روزنامهنگار
و فعال سیاسی، احسان مازندرانی، مدیرمسئول روزنامه فرهیختگان، آفرین چیتساز، یادداشتنویس
ارگان دولت روزنامه ایران، حسن شیخآقایی، مدیر وبسایت روانگه و سامان صفرزایی، از
دبیران نشریه اندیشه پویا، از جمله روزنامهنگارانی هستند که در دور اخیر سرکوب، بازداشت
شدهاند. گفته میشود بیش از ۲۰ تن از روزنامهنگاران هم برای بازجویی به اطلاعات سپاه
احضار شدهاند. روز چهارشنبه 13 آبانماه 1394، مصادف با روزی که «روز جهانی استکبار ستیزی»
نامگذاری شده، به اتهام “تشکیل باند نفوذ آمریکا در مطبوعات کشور” توسط اطلاعات سپاه
پاسداران به خیابان صابونچی احضار شدهاند و هر کدام به صورت جداگانه توسط بازجویان
این نهاد نظامی امنیتی، مورد تفتیش قرار گرفته اند. سازمان گزارشگران بدون مرز، در
فروردین ماه 94 ایران را با ۴۶ روزنامهنگار زندانی یکی از کشورهای جهان دانست که بیشترین
آمار روزنامهنگاران زندانی را دارند. ایران به عنوان "جهنم روزنامهنگاران"
در جهان شناخته میشود.
همچنین اعلام شد فردی به نام
نزار زکا، دارای تابعیت دوگانه آمریکایی و لبنانی که “با سرویسهای اطلاعاتی آمریکا
ارتباط داشته و در جریان سفر به ایران، در صدد سازماندهی تظاهرات بوده”، بازداشت شده
است. خبرگزاری صدا و سیمای
جمهوری اسلامی از این روزنامه نگاران بازداشت شده با عنوان «اعضای شبکه نفوذی همکار
با دولتهای متخاصم غربی» یاد کرد و طی یک برنامه تلویزیونی در بخش گفتگوی ویژه خبری،
اظهارات فردی بنام «عاصف» بعنوان “کارشناس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران” را پخش کرد
که با اعلام دستگیری “برخی عوامل نفوذ در رسانهها” مدعی شد “در این پرونده، مجموعهای
از مخربترین فعالان رسانهای اپوزیسیون خارجی و داخلی در یک فرآیند پیچیده و هرمی
چند لایه، با شبکه سازی از خبرگاران داخلی در راستای ادراکسازی تلاش میکردند.”
بنا به ادعای این مقام امنیتی
سپاه، این گروه از روزنامه نگاران،”عناصر و ساختار به ظاهر پیچیده و غیرقابل شکستی
را برای خود ایجاد کرده و کاملا نکات حفاظتی را رعایت میکردند” اما دستگاههای اطلاعاتی
جمهوری اسلامی توانستند آن را کشف کنند. عاصف مدعی شد که سازماندهندگان این برنامه “برخی جوانان جویای نام و برخی
از عناصر رسانهای را که تلاش میکردند به کشور خدمت کنند” را به استخدام در آوردند
و با صرف هزینههای کلان، این نیروهای متخصص داخل کشور را با هماهنگی “اپوزیسیون رسانهای
که در داخل کشور در گذشته فعال بودند و اکنون به خارج رفته و علیه جمهوری اسلامی فعالیت
میکند” به کار گرفته بودند.
بعد از کشمکش های رسانه
ای دولتیان و خط و نشان های تو خالی سیاسیون برای یکدیگر علی شمخانی دستگیریهای اخیر
روزنامهنگاران را "صیانت از سلامت خبرنگاران" خواند. برخی از ناظران سیاسی
این سخنان را به معنای هشداری جدی به مطبوعات در آستانه انتخابات دانستند. معلوم نیست
که "صیانت" از روزنامهنگاران چگونه با دستگیری آنان قابل جمع است. از آنجایی که شمخانی در ۱۷ آبان دستگیریهای اخیر را
"تسویه حساب سیاسی" خوانده بود، به نظر میرسد که نظرات شمخانی در خصوص تئوری
"نفوذ" تا حدودی تغییر کرده است. زیرا او در سخنان اخیر خود همچنین گفت:
«کسی قصد تضعیف شخص دیگری را ندارد و این خط و مشی جمهوری اسلامی نیست. به طور حتم
جامعه زحمتکش و کمخواه خبرنگاری ما نیازمند به صیانت است.»
اما نماینده ولی فقیه در سپاه ضمن اشاره به سخنان
خامنهای پیرامون "نفوذ دشمن" در کشور، تاکید کرد که دستگیرشدگان در پی پیشبرد
خط غرب در ایران بودهاند. او افزود: «بحث نفوذ به این معنا است که افرادی در رسانه
های داخلی دیکتهنویس آن چیزی باشند که از بیرون به آنها ابلاغ میشود و آنها خواستههایشان
را از طریق این عوامل دنبال کنند.» برخی از ناظران سیاسی نیز ماجرای "نفوذ" را "شگردی" میدانند
که اصولگرایان افراطی برای حذف رقبای سیاسی خود از آن بهره میگیرند.
اکبر ترکان، مشاور روحانی،
طرفداران توطئه "نفوذ" در ایران را کسانی دانست که در فضای انتخاباتی سال
۹۲ درجا میزنند و حاضر به قبول شکست خود در انتخابات ریاستجمهوری نیستند.
در حالیکه سردار جوانی مدعی
شده که پرونده افراد دستگیرشده به قوه قضائیه ارائه شده، هنوز از نوع و میزان اتهامات
افراد دستگیرشده اطلاعی در دست نیست. عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور، در ۱۸ آبان
اعلام کرد که تا کنون سندی مربوط به پرونده روزنامهنگاران بازداشتی به او ارائه نشده
است.
برخی منتقدان جمهوری اسلامی
"مقابله با نفوذ" را "اسم رمز دور جدید سرکوبها" میدانند. مصطفی
تاجزاده، معاون وزیر کشور در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی، در یادداشتی در مهرماه
"جلوگیری از نفوذ" را در خدمت "مهندسی انتخابات" و "مبارزه
با آزادی" ارزیابی کرده بود.
روحانی نیز در مراسم افتتاح
مطبوعات با اشاره به رسانههایی که از "یک حاشیه امن امنیتی دائمی" برخوردارند
گفت: «شما از برخی از نشریات میفهمید که فردا چه کسی دستگیر میشود، فردا کجا تعطیل
میشود، مگر قابل تحمل است که در یک کشوری برخی از رسانهها برای همیشه از تنبیه، توقیف
و تعطیل و تهدید مصون باشند.»
به نظر میرسد دستگیری و
سرکوب اخیر روزنامه نگاران تبدیل به تسویه حساب های شخصی بین دولتیان شده که با
دست آویز کردن این قشر از جامعه به دنبال دستیابی به اهداف متعددی هستند، هم با
ایجاد رعب و وحشت فضا را امنیتی کرده و به نفع خود بهره برداری میکنند و هم با
اتهامات سنگین مخالفان خود را یکی پس از دیگری حذف میکنند. حال باید دید این دولت
بی تدبیر و بی عرضه به غیر از شعار دادن و استفاده از حرف های قلمبه سلمبه ی
امیدوارانه قدمی در جهت آزادی اجتماعی و بیان خواهد برداشت و یا روز به روز شاهد
عقب گرد و انزوای آن خواهیم بود.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر